دین علمی، دین اعتقادی؟

برای کسانی که مایلند دینشان عمیق و علمی باشد

معناي ضرر مالي و ضرر انساني در قرآن:

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 22:18  توسط سعید  | 

علی ولّی خدا است یعنی چه ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 21:31  توسط سعید  | 

پیدایش همه حالات بدست‌ خداوند متعال‌ است‌ و اصلا سرنخي‌ به دست‌ انسان‌ نيست‌ !!!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 21:58  توسط سعید  | 

مقدمه

   با سلام به شما بازدید کننده محترم - در زندگی بشریت همیشه سوالات اساسی در مورد مبداء - کیفیت و هدف خلقت وجود داشته است . اینکه آینده به کجا خواهد انجامید - قیامت چیست ؟ بهشت و جهنم اگر هست چه کیفیتی دارند و دهها سوال از این قبیل که ذهن ما را درگیر می کنند و جوابی واضح و مطمئن برایشان نداریم . دین به عنوان بهترین مرجع برای پاسخ به این سوالات به درستی تبیین نشده است . هنوز مشخص نیست موضوع مورد مطالعه دین چیست و مطالعه این موضوع از کجا بایستی شروع شود ؟ برای همین دین همه ما به جای اینکه یک دین علمی باشد به یک دین اعتقادی تبدیل شده است در حالی که اعتقاد به تنهایی کارساز نیست . دینهای اعتقادی پاسخ یکدیگر را ندارند . یکی به گاوش اعتقاد دارد و دور گاوش می گردد و نذر گاوش می کند و دیگری دور کعبه می گردد . هیچکدام نمی توانند دیگری را قانع کنند چون هر دو فقط از یک اعتقاد بدون پشتوانه علمی پیروی می کنند و اعتقاد هم دلیل نیست . 

     در این وبلاگ به دین اسلام به رهبری ائمه اطهار ع از زاویه ای عمیق و علمی نگاه شده است . مطالب آن را قبلا در جایی مطالعه نکرده اید و دریچه ای جدید در نگاه به این مکتب به روی شما باز میکند . یادداشتهای آن به هم مرتبط و پیش نیاز یکدیگرند . اگر فرصت خواندن فقط یک یادداشت را دارید لطفا  یادداشت اول را مطالعه فرمایید .

     باز هم تاکید می کنیم مطالب وبلاگ پیوسته هستند و مطالعه یک یادداشت به تنهایی باعث برداشتی اشتباه می شود .لطفا چنانچه مطالعه کامل و دقیق وبلاگ از حوصله شما خارج است فقط فصل اول را مطالعه فرمایید در غیر این صورت خواندن یادداشتها را بصورت موردی به شما توصیه نمی کنیم . 

     فصول ابتدایی از آنجاییکه به بحث ابتدای خلقت و اثبات مبادی خلقت می پردازند ممکن است در ابتدا خسته کننده به نظر برسند ولی برای بحث های بعدی پیش نیازند و اجتناب ناپذیر . در این مورد شما را به صبر و دقت و حوصله توصیه می کنم . چنانچه نوشته ها پاسخگوی ذهن فعال شما نبود آماده هر گونه پاسخگویی و یا بحث و گفتگو هستم . امیدوارم این مطالب بتواند پاسخگوی اذهان کنجکاو و حقیقت جو باشد . 

آرشیو یادداشتها :

1 – یادداشتهای منظم و مرتبط به یکدیگر:

یادداشت اول - یادداشت دوم تا پنجم - یادداشت ششم تا دهم - یادداشت یازدهم تا سیزدهم - یادداشت چهاردهم تا هجدهم - یادداشت نوزدهم تا بیست و یکم - یادداشت بیست و دوم تا بیست و چهارم - یادداشت بیست و پنجم تا بیست و هشتم - یادداشت بیست و نهم تا سی و یکم - یادداشت سی و دوم تا سی و پنجم - یادداشت سی و ششم ( آخرین یادداشت )

همه یادداشتها - ممکن است بعلت پر حجم بودن باز شدن آن طول بکشد 

2 – یادداشتهایی که برای توضیح بیشتر یادداشتهای منظم ارائه شده و موضوعی هستند :

     حکمت مرگ ، چرا می میریم ؟ / مشیت و اراده / یادداشتهای عاشورا

     ایمان و تقوی / جبر و اختیار / چرا خداوند متعال هدایت نمی کند ؟ 1و2

     واحد عددی نمی تواند خدا باشد / پیش از خلقت آدم ، آدم ها و آدم ها بوده اند / حکمت عبادات و فلسفه حجاب 1 و 2

     حکمت محلل چیست ؟ / آیا تفاوتهای زن و مرد در اسلام منطقی است ؟ / تعلیمات الهی توام با اضافات و افاضات است / زنان هم در تولید اصالت دارند هم در حرکت

     انسانها در برهوت زندگی به سوی شهر زندگی حرکت می کنند / اگر انسان نبود کلنگ آفرینش به زمین زده نمی شد / ابتلائات برای تعلیمات است نه برای امتحانات / استیصال جهانی بشریت شرط ظهور امام زمان ع است

     سرانجام زندگی انسانها به بهشت ختم می شود / حلال و حرام با یکدیگر چه فرقی دارند ؟ / حق کفویت زن چیست و چگونه ادا می شود ؟ / خداوند متعال کبریتی هم برای جهنم نمی زند

     تفاوت شغلی بین زن و مرد دلیل تفاوت حقوقی نیست / آیا مدیریت انسان بر انسان قابل دوام هست ؟

     زندگی بهشتی از مسیر تکامل فکری بشریت تحقق پیدا می کند / حرکت انتقالی و حرکت تکاملی / انسان در دنیا برای زندگی کردن دوره می بیند نه اینکه زندگی کند / روح شب قدر روح علم است / آیا جن و انس از یک نوع مخلوق هستند ؟

     تقلید کورکورانه از نظر دین اسلام و مذهب شیعه محکوم است

     عشق چیست ؟ 1 و2 و 3

     رابطه عقل و عشق / عفو و غفران

     یادداشتهای عاشورا / حرم ، بیت و اهل بیت 1

     حرم ، بیت و اهل بیت 2 / شفاعت چیست ؟ / چرا تقویم ایرانیها بهترین تقویم است ؟

     فلسفه راهگشا نیست / انجمن معتادان گمنام

     آیا حرکت به سوی خدا اجباری است یا اختیاری ؟ / به قرآن عمیق تر نگاه کنیم ( ذکر برخی نکات تاویلی ) / در باره سوره حمد / حروق مقطعه و معنای ختم قلوب

     به قران عمیق تر نگاه کنیم ( جنات عدن و بنی اسرائیل ) / آیات 58 و 62 بقره

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:12  توسط سعید 

نجم - سدره المنتهی - زن

     سوره مبارکه نجم یکی از علمی ترین و عجیب ترین سوره های قران کریم است . در این سوره خداوند متعال ماهیت و کیفیت تکامل حضرت رسول ( ص ) را تشریح می کند و سیر صعودی - نزولی آن حضرت را در ارتباط با خدا و ائمه اطهار و خصوصا حضرت زهرا ( س ) تشریح می کند . در سیر صعودی بیان می کند که چگونه حضرت رسول ( ص ) را از ابتدا تا دیدار خداوند متعال پیش می برد و از این نزدیکی به فکان قاب قوسین یاد می کند که چگونه همانگونه که دو انتهای کمان به هنگام کشش به هم نزدیک می شوند حضرت به خدا نزدیک شده و به ملاقات و دیدار خدا رسید .

     پس از این ملاقات خداوند متعال ائمه و خصوصا حضرت زهرا (س) را به ایشان معرفی می کند ( در یادداشتهای وبلاگ توضیح داده شده است که ائمه (ع) انسانهایی هستند که در دوره های قبلی به تکامل رسیده اند ) و از آن حضرت به سدره المنتهی یاد می کند و بیان می کند که حضرت رسول (ص) برای بار دوم خدا را در ملاقات با حضرت زهرا (س) دیدار کرد ( و لقد راه نزله اخری ) بگونه ای که حضرت زهرا (س) را در انتهای کمال بگونه ای ملاقات کرد که خدا را در چهره حضرت زهرا (س) دید ( اذ یغشی السدره و ما یغشی ) آنچنان با خدا یگانه شده بود که هر جا زهرا (س) را می دید مثل اینکه خدا را دیده و هر کجا خدا را می دید مانند این بود که زهرا (س) را دیده . این معنی واقعی و تاویل سدره المنتهی در سوره مبارکه نجم است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:11  توسط سعید  | 

حسین (ع) - کربلا - عاشورا

  

     حیرانی مرا با تو پایانی نیست . چندان تناوری و بلند که به هنگام تماشا کلاه از سر کودک عقل می افتد !! ( موسوی گرما رودی )

     تا حسین را نشناسی چگونه عاشورا را بفهمی ؟ اینگونه است که برای ایستایی این عزاداری در طول قرنها بهانه می آوری . مسخره می کنی و به کسانی که به سر و سینه می زنند می خندی ! این کار را احمقانه می دانی و اصلا نمی توانی توجیه کنی که این چه سیستم پیچیده و مدیریت پر قدرتی است که میتواند یک جریان را هزارو چهارصد سال مدیریت کند ؟! آیا مدرن ترین سیستم های مدیریتی قرن بیست و یکمی می توانند جریانی را تولید کنند و تضمین بدهند که در قرن سی و پنجم ادامه پیدا کند ؟؟ افسوس . من چگونه می توانم برای تو اثبات کنم که حسین همه هستی توست ؟ آینده حتمی ات در دستان اوست ؟ در حالی که تو هیچ تصوری از آینده نداری ؟ من چگونه به تو که سرگرم بازی در دنیای بینهایت کوچکت هستی آدرس اقیانوس را بدهم ؟ مگر می پذیری ؟ حق داری . من تو را می فهمم چون دنیایت را تجربه کرده ام . می توانم مشخصات دنیایت را در جزئی ترین مقیاس لیست کنم . اما تو چگونه دنیای حبیب ابن مظاهر را بفهمی ؟ چگونه می توانی بفهمی زهیر را قریر را و از عسل شیرین تر قاسم را ؟ از نظر تو حسین شب عاشورا با اصحابش همان کاری را کرده که زبانم لال فلان خواننده و یا ستاره با طرفدارانش و یا اگر خیلی ادعای روشنفکری ات باشد مارکس با مریدانش !! کاش بچه بودی که اگر توان فهمیدن نداشتی لااقل زبان گفتن هم نداشتی ولی افسوس که تو زبان گفتن داری !! تنها امیدم این است که جاهلانه حرف میزنی نه عامدانه .

     حسین باب نجات امت و رحمت واسعه الهی است به همین دلیل که تو را نیز نجات خواهد داد البته اگر تنها امیدم درست باشد . حسین تنها حسین شیعه نیست . تنها حسین ایران نیست . حسین همه است از اولین تا آخرین . راه نجات همه است چه بخواهند چه نخواهند سرنوشت بشریت را اینها رقم خواهند زد . و تو می خندی که اروپا و آمریکا و آفریقا چه ربطی به حسین دارند ؟؟ و اصلا آنها برای ارزشهای تو تره هم خورد نمی کنند . راستی ! من هم تا وقتی بچه بودم برای جدول ضرب تو تره هم خورد نمی کردم ولی امروز همان جدول ضرب پایه همه محاسبات زندگی ام شده است !! و تو نمی دانی که حسین راه است . هدف است و کسی نمی تواند راه و هدف را انکار کند . او محل رجوع بشریت است و تو نمی توانی از بشر بودن خود استعفا کنی !!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:40  توسط سعید  | 

یادداشت سی و ششم - آخرین یادداشت

     پس از تحويل بشريت به امام زمان و شروع زندگي آخرتي همه اتفاقات بر اساس اين نوع زندگي قابل توجيه است . آن زندگي که بر اساس اراده و تکوين شکل مي گيرد نه بر اساس اسباب و مسببات زندگي دنيايي ، زندگي ما دردوره دنيا از مسير حاکميت طبيعت بر انسان شکل مي گيرد حال آنکه در زندگي آخرتي ( که در حقيقت زندگي شايسته انسان است ) ما بر طبيعت حاکميت داريم . در زندگي دنيا نيازهاي ما از طريق کار و کاسبي و تلاش براي معاش برآورده مي شود مجبوريم کار کنيم ، توليد کنيم ، صنايع و کشاورزي خود را گسترش دهيم که بتوانيم به نيازهاي خود پاسخ دهيم ، حال آنکه در زندگي آخرتي همه اين تلاشها تعطيل مي شود و نيازهاي ما ارادي و بر اساس اجابت فوري خواسته هايمان برآورده مي شود ، هر چه بخواهيم بلافاصله در اختيارمان قرار مي گيرد ، اين آن نوع زندگي است که با ورود ما به زندگي آخرتي برايمان مهياست ، عبادات نيز بطور کلي تعطيل مي شود ، ديگر دوره بندگي بدون فهم گذشته است ، عبادات در زندگي دنيا يعني تمرين براي اطاعت ، و آخرت ديگر موسم تمرين نيست ، آنچه مي ماند دانشجويي و کسب علم از مکتب انسانهاي کامل است ، همه چيز براي ما مهياست تا بدانيم و بدانيم و بدانيم ، بدانيم خدا چگونه خلق مي کند ؟ چگونه به ثمر مي رساند ؟ کيفيت و هندسه و ساختار خلقتش چگونه است ؟ ائمه همانند استاداني که ما سر قبر مرده ها مي برند و کيفيت زنده شدن را به ما آموزش مي دهند و جهان يکسره دانشگاه مي شود . امام زمان ع براي افتتاح اين زندگي مي آيد تا معني واقعي فرج تجسم پيدا کند ، مرگ و مرض از بين برود و زندگي شايسته انسانهاي خوب در اختيارشان قرار بگيرد . امام ع به فرزندان دستور مي دهد سر قبر پدرانتان برويد و آنها را از خواب مرگ بيدار کنيد ، همان چيزي که به انتظارش مرده اند . در زندگي آخرتي برخلاف دنيا که فرزندان تحويل والدين مي شوند ، والدين تحويل فرزندان مي گردند و اين فرزندان هستند که پدران خود را از خواب بيدار کرده و به زندگي برميگردانند ، هر کس زنده مي شود دوست دارد پدر و مادرش را ببيند و اجابت اين خواسته فوري و آني است ، به سادگي بيدار کردن يک خوابيده . تا نهايتا همه بشريت در حاکميت يک حکومت الهي قرار مي گيرد ، هر کس در هر وضعيتي که هست يک نوع زندگي بهشتي يا جهنمي دارد ، مکان خاصي لازم نيست بلکه وضعيت انسان نشان دهنده بهشتي يا جهنمي بودن اوست ، يک زنداني و يک مامور زندان هر دو در زندان هستند ولي اين کجا و آن کجا ؟ وضعيت زندگي اين دو با هم قابل مقايسه نيست . اگر رابطه قلبي با انسانهاي خوب وجود داشته باشد که بلافاصله جذب آنها شده و زندگي برايش مهيا مي شود ( شفاعت ) و اگر رابطه قلبي نباشد در همان وضع مي ماند تا اين فهم را پيدا کند که راه نجاتش در چيست ، به محض يافتن راه نجات ، نجات مي يابد . براي همين مي گويند جهنمي ها در ابتداي قيامت زيادند و به تدريج به شمار انگشتان دست مي رسند ، جهنم بزرگترين شلاق تربيت کننده خداست تا انسان را به راه بکشد ، اگر جهنم نتواند اين کار را براي ما انجام دهد مصداق آيه ختم الله علي قلوبهم مي شويم . يعني خدا که خداست هر چه نقشه خدايي داشته براي هدايت ما بکار برده و ما هدايت نشده ايم ، ختم الله علي قلوبهم يعني اينکه کار خدا با اين آدم پايان يافته است و او هدايت نشده است همانند پرونده اي که مختومه مي کنيم او نيز مختومه شده است . و گفتيم جهنم چيزي جز جمع شدن سفره طبيعت نيست ، چرا که نعمت ها در آخرت از مسير ارتباط با اولياء الله به ما مي رسد و نبود اين ارتباط يعني جهنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 19:19  توسط سعید  | 

یادداشت سی و پنجم

     گفتيم امام زمان ع يك دنياي ورشكسته و به استيصال رسيده مايوس از همه چيز و همه كس را تحويل مي گيرد ، به محض ظهور ، تمام كره زمين در تسخير اراده تكويني وي خواهد بود ، زندگي از اينجا به بعد در حالت آخرتي و ارادي خود قرار مي گيرد ، سفره طبيعت از جلوي بشريت جمع مي شود و زندگي از طريق ارتباط با او جريان پيدا مي كند . هر كس در هر كجا هست بلافاصله در وضعيت زندگي بهشتي يا جهنمي خود قرار مي گيرد . اين دو نوع زندگي در همين كره زمين و براي اهل آن اتفاق مي افتد ، پس بهشت و جهنم نام دو مكان زندگي نيست بلكه نام دو نوع زندگي است . زندگي بهشتي يعني آن نوع زندگي كه از مسير ارتباط با امام هر چيز به محض خواستن برآورده مي شود و زندگي جهنمي يعني آن نوع زندگي كه با جمع شدن سفره طبيعت هيچ چيزي در اختيار انسان نيست . جهنم يعني بينهايت محروميت و بهشت يعني بينهايت برخورداري ، رقم رنج و زحمت صفر و رقم لذت و نعمت بينهايت است . مي بينيم كه خداوند متعال براي جهنم حتي يك كبريت هم نمي زند و گودال پر از قير و نفت درست نكرده است كه كافران را در آن پرتاب كند بلكه اين دو نوع زندگي نتيجه قهري حركت ماست ، نه نتيجه كيفري . مثلا عدم حركت صحيح در رانندگي ممكن است به جريمه پليس منجر شود ( نتيجه كيفري ) يا اينكه ما را به سقوط در دره بكشاند ( نتيجه قهري ) . نتيجه قهري ، كاملا طبيعي است و به دخالت ديگران ارتباط ندارد . بيسوادي و عدم برخورداري از منافع سواد نتيجه طبيعي درس نخواندن است و كسي مقصر نيست و برعكس هم همينطور . رسيدن به هدف با حركت در مسير هدف ميسر است ، از بيراهه روي هدف محقق نمي شود . بهشت و جهنم هم همينطور . ائمه ع و ولايت آنها راه بهشت است ، ممكن نيست بدون حضور در مكتب انسان كامل به هدف نائل شويم . جهنم نيز نتيجه خروج از اين مكتب است و در خارج از اين مكتب چيزي در اختيار تو نيست ( جهنم ) . به محض ورود به اين مكتب همه چيز در اختيارت خواهد بود ( بهشت ) .

ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:2  توسط سعید  | 

یادداشت سی و چهارم

     بهشت و جهنم نام دو نوع زندگي است نه نام دو مكان زندگي ، قيامت با قيام امام زمان ع در همين كره زمين اتفاق مي افتد و لازم نيست براي بروز اين اتفاق زمين و آسمانها در هم بريزند و كوهها متلاشي شوند چرا كه كوهها و كرات مانع ظهور امام نيستند تا متلاشي شوند . امام باقر ع مي فرمايد در همه آيات مربوط به قيامت ، تاويل آيات منظور است ، همانطور كه در فصل سي ام نوشتيم  تاويل ، كتاب دوم قران است ، يعني همانطور كه ظاهر آيات به طبيعت اشاره مي كند ، تاويل آيات به انسان اشاره مي كند . وقتي ميگويد تكوير شمس يعني تكوير انساني كه مثل خورشيد است ، وقتي ميگويد تاريكي و بي رونقي ستاره ها يعني انسانهايي كه در جامعه انساني مانند ستاره هستند ، وقتي مي گويد كوهها پشمشان زده مي شود يعني كوههاي قدرت و ثروت انساني از قدرت خلع مي شوند و همينطور الي آخر . پس با كور كردن شمس كه همان امام زمان ع است ( تكوير بر خلاف باور مفسران كدورت و تاريكي خورشيد نيست بلكه كور كردن - كور و دور - به معناي روي برگرداندن است ، به اين معني كه امام ع به جامعه انساني رخ نشان مي دهند و با اين رخ نشان دادن خورشيد و ظهور آن ) ، طبيعي است كه علماي جامعه بشري از هر نوعي كه باشند در پرتو آن خورشيد از رونق مي افتند . يعني وقتي او با قدرت زنده كردن مردگان مي آيد از علماي پزشكي چه كاري ساخته است ؟ بنابراين دكانشان از رونق مي افتد و همينطور ساير علوم و همينطور علماي ديني . اين معناي واقعي و تاويل اذا الشمس كورت و اذا النجوم انكدرت است . وقتي خورشيد امام زمان ظاهر شود علمايي كه در غياب خورشيد سو سو مي زدند از رونق خواهند افتاد همانطور كه وقتي خورشيد در آسمان طلوع مي كند ستاره ها ديگر ديده نمي شوند . پس تاويل قران همه جا با انسانها سر و كار دارد نه طبيعت ، چرا كه طبيعت اصالت ندارد بلكه اين انسان است كه به هستي ارزش و اصالت مي دهد .

     همينطور وقتي مي گويد مثلا اذا الجبال سيرت به معني از بين رفتن كوههاي ثروت و قدرت در جامعه انساني است كه با ظهور امام ع پشمشان زده مي شود و متلاشي مي شوند چرا كه در حقيقت اين قدرتها هستند كه مانع ظهورند نه كوههاي طبيعت . مرگ زمين در منطق قران و ائمه ع به معناي مرگ زندگي از نوع دنيايي آن است نه نابود شدن زمين . در يادداشتهاي بعدي به جزئيات بيشتري از عبور بشريت از مرحله ابتدايي تربيتي ( دنيا ) به مرحله پيشرفته تربيتي ( آخرت ) كه از اين عبور به قيامت تعبير مي شود مي پردازيم .

ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 8:53  توسط سعید  | 

یادداشت سی و سوم

     پس از قبول اين موضوع كه قيام امام زمان ع همان قيامت است ، لازم است بدانيم كيفيت وقوع اين حادثه و پيامدهاي آن تا شروع زندگي آخرتي چگونه خواهد بود ؟ و امام ع زندگي را با چه كيفيتي تحويل بشريت خواهد داد ؟

     گفتيم كه حركت و قيام امام يك حركت ارادي و بر اساس ولايت تكويني خواهد بود ، يعني او مانند ساير ائمه محكوم به ظاهر نيست چرا كه شرايط حاكم بر زمان ظهور كه ناشي از يك استيصال بزرگ است فهم بشريت را براي بكارگيري اين ولايت توسط امام ع آماده كرده است . پس مهمترين نكته اين است كه فهم كلي بشريت اين حركت را مي پذيرد و مثلا مانند زمان حضرت علي ع نيست كه آن حضرت مجبور باشد بر اساس فكر مردم زمان كه خيلي كودكانه است مانند پدري كه دنبال كودكش راه افتاده است همراهشان باشد ( هر چند كه اگر اين فهم در همان زمان هم حاصل مي شد قيامت و زندگي آخرتي هم در همان زمان داير مي شد ، معاويه در نامه اي خطاب به علي ع در جنگ صفين مي نويسد سي هزار نفر جمع كرده ام كه قادر به شناسايي شتر نر و ماده نيستند تا چه رسد به اينكه علي و معاويه بشناسند) ، پس امام زمان ع متناسب با فهم مردم كه آماده حركت و جهش به دوره پيشرفته تربيتي شده اند ( آخرت ) حركتش را آغاز خواهد كرد .

     با اين حساب به محض ظهور اولين اتفاق مشهود ، جاري شدن اراده امام در ساز و كار طبيعت و كاركرد آن خواهد بود . يعني آن چيزي را كه ما به عنوان طبيعت مي شناسيم شامل يك فاكتور تاثير گذار ديگر خواهد بود و آن خواست امام است . اگر جاذبه تا امروز خاصيت طبيعي جرم بود از حالا به بعد خاصيت طبيعي جرم به اضافه خواست امام ع است چرا كه همانطور كه در فصول مربوط به مبادي و هندسه خلقت توضيح داديم اين ساختار و كاركرد با اراده انسان كامل شكل گرفته و با اراده او نيز در هر زماني قابل توقف است ، يعني جاذبه از جرم قابل سلب است و اين كار از امام ساخته است چرا كه او علم كامل است . با اين حساب در اولين قدم سفره طبيعت از جلوي همه جمع خواهد شد ، قدرت هر گونه اقدامي از انسانهاي معاند سلب خواهد شد ، دست آنها قبل از اينكه در اختيار خودشان باشد در اختيار امام است ، بنابراين فكر هر گونه درگيري و جنگ فكري كوته بينانه است و كساني كه قيام او و پيروزي او را نتيجه جنگ آن حضرت مي دانند و در فكر تهيه لشكر و ابزار جنگي براي او هستند خيلي ساده و عقب افتاده فكر مي كنند .

     با جمع شدن سفره طبيعت از جلوي بشريت ، تنها راه استفاده از آن ارتباط با امام خواهد بود ، كساني كه ارتباط فكري و عقيدتي و يا محبتي از ائمه در دل دارند بواسطه همين ارتباط فكري و متناسب با آن قادر به استفاده از طبيعت هستند و بقيه پس از درك اين ارتباط و درك اين موضوع كه از امروز به بعد در سايه اين ارتباط زندگي آنها مهياست قادر به استفاده خواهند بود . بنابراين به محض ظهور هر كسي در هر كجا هست در وضعيت زندگي بهشتي يا جهنمي خود قرار خواهد گرفت .

ادامه دارد .........

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 9:20  توسط سعید  | 

مطالب قدیمی‌تر